دیروز
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 22:20
نباید جنگید و تلاش کرد باید مثل همه بود چرا همه اینطورین، شاید باید مثل هم باشن ،،، درد داره اگر مثل بقیه نباشی ،،،تهنا میشی مثل بقیه نباشی ،،،،مثل همه باش اون وقت من مثل همه باشم میمیرم ،،،، ینی بقیه م مردند،،،، شاید او نام یه روز درد کشیدن ،،، بعد مثل بقیه شدن مردن که درد نکشن کنم بمیرم یا درد بکش...
چطور زندگی جدیدی برای خودم بسازم
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 21:28
هیچی انگار اون جوری نیست که دوست داشتم دلم میخواد درستش کنم دلم میخواد زندگی جدیدی برای خودم درست کنم اما نمیدونم چطوری ؟ توی باتلاق گیر افتادم نصف وقتم میره برای گریه و غصه ،،، نصف شم می مونه برای چه کنم چه کنم اصلا میتونم درست کنم؟ میتونم یه زندگی جدید بسازم یا باید به همین بسازم
صبح
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 17:24
بیدار شدم ساعت 6نیمه روح م خسته س جسم م خسته س،دیروز بحث م شد، الان هنوز خوابم میاد بخوابم
حماقت
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 17:24
حماقت دیشب زود خوابیدم چند شب زود خوابیدم اون دیر می خوابید صبح ها چشماش درد میاد آخی نازی نبینم چشمای قشنگ ت درد بیاد چرا من بذار همون که براش بیدار بودی قربون صدقه ت بر ه نگرانت باشه تو هممیدونستی من احمقم ، احمق نبودم دوستت داشتم همین دوستت داشتم برای تو فرقی نمی کنه به همه میگی دوستت دارم به همه...
دیروز
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 17:24
نباید جنگید و تلاش کرد باید مثل همه بود چرا همه اینطورین، شاید باید مثل هم باشن ،،، درد داره اگر مثل بقیه نباشی ،،،تهنا میشی مثل بقیه نباشی ،،،،مثل همه باش اون وقت من مثل همه باشم میمیرم ،،،، ینی بقیه م مردند،،،، شاید او نام یه روز درد کشیدن ،،، بعد مثل بقیه شدن مردن که درد نکشن کنم بمیرم یا درد بکش...
دوری
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 17:24
امروز اولین روزه ازش بی خبرم به صلاح هر دومونه باید فکر کنم برنامه ریزی کنم کجا میرم نمی دونم هر چی که ذهنم درگیرشه رو نوشتم باید تک تک روشون فکر کنم بعضی وقتها فکر میکنماونا سکان زندگیم توی دستشونه نه من باید سکان زندگیمو رو بگیرم دستم شروع کردم به مرتب کردم اوه خیلی بهم ریخته س